متن آهنگ های جدید
 متن آهنگ چوبست فرشاد موری

 Lyric Music Farshad Mouri Choubast

متن آهنگ چوبست فرشاد موری

ترانه و شعر آهنگ چوبست فرشاد موری

هر روز با خودم می گویم ای کاش تابوتی را بیاورند
و درخت بلند قامت افتاده ام را روی دست بیاورند
مادر ! من به این راضی ام که از تو چند تکه استخوان برایم بیاورند

– دیگر رمقی به دستانم نیست که صورتم را هم بخراشم

باز هم پیکر افتاده روی مینت را دیدم
از خواب پریدم و زیر سرم خون تورا دیدم

صبح در لابه لای ابرها ردپوتین هایت را دیدم

– هربار دست می برم که موهایم را بکنم اما دیگر مویی به سرم نمانده است

تکست آهنگ چوبست فرشاد موری

هر روزچشمم خیره به راه و دوخته به در بود
روسری ام شب و روز از اشک هایم تربود
مردم گمان می کردند اشک از چشمم می ریخت اما خونِ جگر بود

– جلوی زبان خودم را می توانم بگیرم اما اشک چشمهایم را چه کنم که رازم را بر ملا خواهند کرد؟

با خودم می گفتم لباس های جهاز عروسی ام را برای عروسی ات بپوشم
دوباره صورتم را آرایش کنم و حنا به سر بگذارم
و برای دختر دایی ات نشان ازدواج ببرم

ولی هربار در نبود تو برایش نشان بردم آن ها را پس فرستادند

چند سال می شود که نمی دانم رنگ خنده چگونه است؟
در مغز من یک عمر صدای تیر و تفنگ می پیچد
هشت سال نه، برای من سی و هشت سال است که جنگ هنوز ادامه دارد

– این را دیگر باور کرده ام که خدا انگار لباس سیاه را به تنم دوخته است

دانلود آهنگ چوبست  فرشاد موری

متن آهنگ بدون نظر 68 views

نظر خود را بنویسید

نظر شما پس از تایید مدیریت درج خواهد شد

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !